تیم بساز، سلطان شو!
(پست مخصوص مدیران واقعی و مدیرانِ توی رویا )
اگه الان داری یه چیزی مدیریت میکنی (از شرکت گرفته تا گروه فامیلی واتساپی)، یا هنوز تو فازِ «من اگه مدیر بودم…» موندی، این پست برای خودته!
اگه هیچکدوم از اینا نیستی، وقتت رو تلف نکن… ولی خب بیا معرفت به خرج بده بفرست واسه اون دوستت که تا یه جلسه برگزار میکنه، کپشن میذاره: “جلسه عالی با تیمم”
تصمیم گرفتم یه سری پست طنز و کاربردی درباره مدیریت درست کنم، تحت عنوان “بچهمدیرا”.
تجربیات شخصیام و بعضی نکات علمی رو ریختم تو قالب پستهایی خوشخوراک و قابلهضم 

این اولین قسمته و موضوعش اینه:
تیمسازی؛ کلید موفقیت در بیزینس!
بچهمدیرا گوش بدن:
اگه میخوای کارت بگیره، هی زور نزن همهچی رو خودت انجام بدی…
برو تیم بساز! اونم تیم درستدرمون.
تیم خوب یعنی: یه عالمه آدم که از خودت باهوشترن، ولی هنوز قبولت دارن که رئیسی!
من خودمو خیلی نابغه نمیدونم، پستهامم اینو ثابت کرده
ولی یکی از کارایی که واقعاً بلدم اینه که دور خودم آدمای خفن جمع کنم. یعنی بلد بودم تیم بسازم، نه فقط استخدام کنم.
تیم مثل گیاهه، نه وسیلهی برقی!
یعنی اگه آب نخوره، نور نبینه، نوازشش نکنی… پژمرده میشه!
نقش شما؟ مثل باغبون مهربون باش، نه مثل کارفرمایی که فقط ته برج میپرسه: “چی زدی تو سیستم؟”
سه اصل طلایی برای بچهمدیرا:
اختیار بده، نه خفگی!
یا به قول بزرگان: تفویض اختیار کن!
اگه بخوای همهچی رو خودت کنترل کنی، تهش یه تیم نداری، فقط یه گروه مقلد داری که سرشونو تکون میدن و منتظر دستورهان.
یادت باشه: وسواس مدیریتی = مرگ تیم!
اجازه بده خطا کنن!
نگو: “خودم انجام میدم، شما خرابش میکنید!”
بذار خراب کنن، یاد میگیرن.
خطا بخشی از رشده. اونی که هیچوقت اشتباه نکرده، یعنی هیچکاری هم نکرده!
آموزش بده، نه زنجیر بزن!
اگه یه روز خواستن جدا شن و تیم خودشونو بزنن، حمایت کن.
یاد بده و آزاد بذار. تو مدیرشی، نه زندانبان.
ممکنه یه روز بیان مشاوره ازت بگیرن واسه شرکت خودشون
من همیشه اینجوری فکر کردم:
“آدم تربیت کنم، نه آدم نگه دارم!”
اینم برمیگرده به ذات آکادمیک بودنم.
اگه کسی کنارته ولی رشد نکرده، یعنی داری یه چیزی رو اشتباه پیش میبری.
تو چی فکر میکنی؟
اگه تجربهای توی تیمسازی داشتی (خوب یا بد)، بچهمدیرا منتظرشن تو کامنتا بشنون!
این کانال آموزشی نیست، میدونی: تبادل تجربهست!
عضویت در کانال: https://t.me/varastehr