اپیزود اول: مهاجرت شغلی، راه فرار نیست!
سلام بچهها!
من حدود ۱۵ سال از عمرم رو در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی (آمریکا و کانادا) زندگی کردم.
بر اساس تجربهی شخصی، چند نکته مهم دربارهی مهاجرت شغلی دارم که مخصوصاً به درد جوونایی میخوره که با امید ساختن آیندهای بهتر، به مهاجرت فکر میکنن.
من همیشه فکر می کنم تغییر محل زیست در داخل یا خارج باعث وسعت جهان بینی افراد میشه. اما این موضوع هزینه داره.
هر کسی باید بصورت اختصاصی برای خودش ارزیایی کنه و ببینه ارزششو داره؟
اول یه واقعیت مهم:
خیلی از اونهایی که امروز خارج موفق شدن، قبلاً همینجا هم موفق بودن!
بازار کار خودشون رو ساخته بودن، مهارت داشتن، عرضه داشتن…
یه داستان واقعی:
توی یکی از لایوهای مهاجرتیم، یه جوون ۲۱ ساله بهم پیام داد:
«بعد دیپلم رفتم سربازی، بعدش یه دوره جوشکاری دیدم، چند ماهه دنبال کارم ولی هیچی پیدا نکردم. این مملکت قدر هنر منو نمیدونه… میخوام مهاجرت کنم. نظرتون چیه؟»
واقعاً چند بار این جمله رو تو شکلهای مختلف شنیدم…
اگه سرمایهای داری و میخوای وارد فرایند مهاجرت بشی:
فرض کن ۳۵ سالهای، کمی کمتر یا بیشتر.
میخوای بخشی از پولت رو بدی به یه مؤسسه یا به اصطلاح وکیل مهاجرت، بقیهشم برای بلیط، اسکان، و خورد و خوراک چند ماه اول کنار گذاشتی… برای بعدش هم فکر کردی؟
اگه سرمایه، وقت یا انرژی مهاجرت شغلی داری، یه لطف به خودت بکن:
بشین و تمام سناریوهای ممکن رو بنویس! نه فقط سناریوی طلایی…
تو بدبینانهترین حالت چی میشه؟
میتونی با اون زندگی کنار بیای؟
مثلاً:
متخصصایی بودن که مهاجرت شغلی کردن و بعد رفتن پمپبنزین، نگهبانی، رانندگی…
تو کشور مقصد، احتمالاً مستأجری. خونهت نصف متراژ الانته.
ممکنه ماشین نداشته باشی. هزینه تعمیر سرسامآوره.
نمیتونی با هر درد کوچیکی بری دکتر. دارو گرونه.
رستوران؟ فقط فستفود. اونم با حسابکتاب.
تعمیرات و اثاثکشی رو خودت باید انجام بدی.
ممکنه چند سال، کار تخصصی گیرت نیاد. باید کار فیزیکی یا جنرال انجام بدی.
وسایل خونه؟ دست دوم.
تصادف = گرونی بیمه برای چند سال!
و مهمتر از همه در کشور مقصد:
سطح زندگیت، لااقل یکی دو پله از اینجا پایینتر میاد.
کاهش شدید روابط دوستی و عاطفی
ببین رفیق:
اگه هنوز تو زمین خاکی محلهت جا نیفتادی، فکر میکنی تو سوپرلیگ اروپا، کجای زمین وایمیستی؟
رقابت تو اونجا استاندارد بالاست.
زمین خوبه، ولی بازیکن قوی هم زیاده!
نکات مهم: اگر فردی به لحاظ عاطفی وابسته هستی یا اینکه با همسرت سفر می کنی و ایشون وابسته است. سختی مشکلات کشور مقصد رو دو چندان می کنه.
خودت رو برای گشایش (اگر رخ دهد) در میان مدت یا دراز مدت آماده کن، نه در کوتاه مدت.
سنی که مهاجرت می کنید هم مهمه، هر چه جوانتر بهتر.
پیشنهاد من:
- همهی سناریوها (حتی تلخش) رو روی کاغذ بیار.
- تصمیمتو آگاهانه بگیر، نه از روی خستگی، فشار یا فرار.
- اول مطمئن شو مهارتهات همینجا جواب داده.
بعد، اگه رفتی، میدونی چرا رفتی. نه اینکه وسط راه بزنی زیر همهچی. باید با سختی ها کنار بیای
اگر داری میری لطفا لطفا لطفا همه پلهای پشت سرتو خراب نکن.
همیشه این مسیر برگشت رو برای خودت باز بگذار و اینکه اگه خواستی برگردی مجبور به شروع کردن از صفر نشی.
اگر با همه سرمایه ات داری میری خیلی داری ریسک می کنی و این قابل توصیه نیست
حالا نوبت توئه:
اگه تجربهای از مهاجرت شغلی داری—موفق یا ناموفق—
یا اگه الان سر دوراهی هستی، تو کامنتا برام بنویس
t.me/varastehr
#مهاجرا #مهاجرت
#مهاجرت_آگاهانه #مهاجرت_نه_فرار #تصمیمگیری
#توسعه_فردی #مهارت_محوری #رشد_واقعی
#مهاجرت_با_برنامه #زندگی_در_خارج #تجربه_مهاجرت
#واقعبینی #مهاجرت_مسئولانه #ایران_و_ج